تبلیغات اینترنتیclose
دستی از پشت ابر ها آمد ( علیرضا بدیع )
پیچک( علیرضا بدیع )
شعر و ادب پارسی

 

آورده است چشم سیاهت یقین به من

هم آفرین به چشم تو هم آفرین به من

 

 

علیرضا 

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدیع



نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

دستی از پشت ابر ها آمد ،  گره از کار آسمان وا شد

ابر ها راه را که آب زدند ، آفتاب از دوباره پیدا شد
 
دستی از پشت ابر ها آمد ، مشق های سیاه را خط زد

دفتر آسمان ورق خورد و درس یلدا گذشت / فردا شد
 
کسی آمد که حضرت دریا ابر شد تا جمال او بوسد

کسی آمد که پیش پاهایش آسمان سجده کرد و دریا شد ...

عصر دم کرده توی قوری فقر ـ کودکی وصله خورده بر لب جوی

با صدای بنفش یک ماشین  کودک از خواب سبز خود پا شد


راه افتاد رو به آدم ها « عطر ، تسبیح و مهر . هر سه ۲۰۰ »

مردم از شش جهت هلش دادند / دست بر دامن یک « آقا » شد

شب که بر روی شهر سفره گشود ، کودک وصله خورده خوابش برد :


                دستی از پشت ابرها آمد ...
 

                                     گره از کار آسمان وا شد

 

 

 

 

علیرضا

 بـــــــــــــــــــــــدیع

http://alefbi.persianblog.ir/1383/5/

برچسب ها : ,

موضوع : علیرضا بدیع، شان اول, | بازديد : 381