تبلیغات اینترنتیclose
هنوز جمله ی « او رفت » بر لب شن هاست ( علیرضا بدیع )
پیچک( علیرضا بدیع )
شعر و ادب پارسی

 

آورده است چشم سیاهت یقین به من

هم آفرین به چشم تو هم آفرین به من

 

 

علیرضا 

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدیع



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

هنوز جمله ی « او رفت » بر لب شن هاست ...
حساب پای تو از پای دیگران منهاست
 
جمیع پشت سرت « لا اله ... » می گویند
چرا که رد دو پای تو مهر مومن هاست
 
چنان من و تو در اکسیر عشق حل شده ایم
که انفصال تو از من ورای ممکن هاست
 
گناه سرخ ات یاغی کننده ی ظاهر
نگاه سبز تو آرام بخش باطن هاست
 
پس از تو تلخ ترین اتفاق زندگی است
و بی تو مزه ی این جبر در مسکن هاست
 
علی الطلوع نگاهت به جانب روشن
هنوز ساده ترین ساعت موذن هاست
 
شنیده ام که تو سرکرده ی پری هایی
و این که روسری ات آشیانه ی جن هاست
~ ~ ~
هزار حرف فراموش بر تن دریا ...
ولی قصیده ی « او رفت ... » بر لب شن هاست ...

 

 

 

علیرضا

 

 بـــــــــــــــــــــــدیع

 

http://alefbi.persianblog.ir/1383/7/

برچسب ها : ,

موضوع : علیرضا بدیع، شان دوم, | بازديد : 235