تبلیغات اینترنتیclose
بیزارم از طراوت اردیبهشت ماه ( علیرضا بدیع )
پیچک( علیرضا بدیع )
شعر و ادب پارسی

 

آورده است چشم سیاهت یقین به من

هم آفرین به چشم تو هم آفرین به من

 

 

علیرضا 

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدیع



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بیزارم از طراوت اردیبهشت ماه  ،

 در انتظار خش خش پاییز مانده ام

  در گوش این اتاق سه در چار مدتی ست

 غیر از ترانه های فروغی نخوانده ام
 
  موی پدر از آینه خاکستری تر است ، 

 رنگ نگاه مادرم از قهوه تلخ تر ...

  اوقات را به کام همه تلخ کرده ام  ، 

 نفرین به من که آینه ها را شکانده ام
 
  این خانه بوی شربت اعصاب می دهد ...

 این شهر بوی الکل طبی ... دیازپام ...

  تا خاک از تشنج من بارور شود

  در باد های هرزه دلم را تکانده ام
 
  من آدم ام ، رسالت ام اندوه زندگی ست

  من عادلانه با همه تقسیم می کنم ـ

  اندوه شاعرانه ی خود را که سال هاست

از مصرعی به مصرع دیگر کشانده ام
 
  قرآن روی تاقچه لب بسته سال هاست ؛ 

 گلدسته های مسجد پژمرده اند ... آه !

  از مردگان سراغ خدا را گرفته ام

  دستی اگر به سنگ مزاری رسانده ام
 
  ـ در دورسوی پنجره ها قرن چندم است ؟
 
  تقویم روی جمعه ی موعود مکث کرد ...

  شاید یکی بیاید در چارراه ها 

 جای پلیس شاخه ی میخک نشانده ام !
 
  من مثل نسل سوخته ی دور از آفتاب ،

 محتاج چند متر مربع تنفس ام 

  عالیجناب جامعه خورشید کو ؟که من

 بر شانه های این شب دم کرده مانده ام ...

 


               مانده ام ...

 


                                                مانده ام ...

 

 

علیرضا

 

 بـــــــــــــــــــــــدیع

 

http://alefbi.persianblog.ir/1384/4/

برچسب ها : ,

موضوع : علیرضا بدیع، شان دوم, | بازديد : 374