تبلیغات اینترنتیclose
اين پيراهن بي سر و پا::( علیرضا بدیع )
پیچک( علیرضا بدیع )
شعر و ادب پارسی

 

آورده است چشم سیاهت یقین به من

هم آفرین به چشم تو هم آفرین به من

 

 

علیرضا 

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدیع



نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 اين پيراهن بي سر و پا

 

**

"و من به هييت پيراهني به يك بدنم
و سال هاست كه در حال پيرترشدنم
 
تمام البسه ي پشت شيشه معتقدند
كه : بس كه بي سر و پايم شبيه پيرهنم
 
مرا تو را به خدا يك نفر پسند كند
مرا كه هديه ي ناقابلي براي زنم !!!

شبي تو مي رسي از پشت پنج شنبه ي پير
نگاه مي كني از پشت ويترين به تنم 

سلام ! قيمت اين چارخانه ها چند است ؟
 عليك ! چاره ي آن چار بوسه از دهنم  !
 
قبول مي كني و مي روي اتاق  پرو
 و توي آينه تنها : تو من تو من تو منم
 
ميان پيكر ما هفت دگمه فاصله است
و هفت ثانيه ي بعد با تو مي بدنم
 
شبي تو مي روي از ذهن جمعه ها آنگاه
چگونه خانم شلوار از تو دل بكنم ؟

تو رفت ! نوبت اين جالباسي پير است
چقدر بي سر و پايم !  قدر مثل منم !
                                        


 
     

علیرضا

 بـــــــــــــــــــــــدیع

    16/4/1382

 

برچسب ها : ,

موضوع : علیرضا بدیع، شان اول, | بازديد : 556