تبلیغات اینترنتیclose
می رفت سمت در چمدانی که داشتی( علیرضا بدیع )
پیچک( علیرضا بدیع )
شعر و ادب پارسی

 

آورده است چشم سیاهت یقین به من

هم آفرین به چشم تو هم آفرین به من

 

 

علیرضا 

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدیع



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

غزلی با طعم گس :


 

 
می رفت سمت در چمدانی که داشتی
ساعت به خواب رفت ، زمانی که داشتی ـ

کم کم برای رفتن آماده می شدی
از سرزمین ما به جهانی که داشتی

از آن دقیقه بود که یک در میان تپید
در نبض شعر من ضربانی که داشتی

بعد از دو چشم من به کجا خیره می شوند
چشمان نافذ و نگرانی که داشتی

پریای من ! دهان به دهان نقل می شود
با رودخانه ها جریانی که داشتی

از ماضی بعید به آینده می رود
آوازه ی دهان به دهانی که داشتی

این خاک را به ده هنر آغشته کرده اند
انگشت های قطره چکانی که داشتی

درباریان عرش برین غبطه خورده اند
این سال ها به تخت روانی که داشتی

مسحور واژه های تو بودند شاعران
از باب لحن و فن بیانی که داشتی

تاریخ معترف شده :  پیدا نمی شود
در جمله ی همیشه مکانی که داشتی

از شاهنامه آمده و چشم دوخته ست
« آرش » به ابروان کمانی که داشتی

« آن » ات چه بوده است که شش قرن پیش از این
حافظ سروده است از آنی که داشتی ؟

اردیبهشت آمده با تحفه های سبز
برگشته اند همسفرانی که داشتی ...
 
عطری به غیر عطر تو در این اتاق نیست
چیزی به غیر عکس تو بر روی تاق نیست ...

 

 

 

علیرضا

 

 بـــــــــــــــــــــــدیع

 

http://alefbi.persianblog.ir/1384/5/

برچسب ها : ,

موضوع : علیرضا بدیع، شان دوم, | بازديد : 174