تبلیغات اینترنتیclose
به جرم این که دلم آه هست و آهن نیست( علیرضا بدیع )
پیچک( علیرضا بدیع )
شعر و ادب پارسی

 

آورده است چشم سیاهت یقین به من

هم آفرین به چشم تو هم آفرین به من

 

 

علیرضا 

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدیع



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 2 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

به جرم این که دلم آه هست و آهن نیست
کسی به جز تو درین روزگار با من نیست
 
نه یک.. نه ده.. که تو را صدهزار بافه ی مو
دریغ ازین که مرا صدهزار گردن نیست!
 
تو را چنان که تویی، هیچ شاعری نسرود
"زنی چنین که تویی جز تو هیچ کس زن نیست" ١
 
 (مخاطبان عزیز! این زنی که می شنوید،
فرشته ای ست.. که البته پاک دامن نیست

که دست هر کس و نا کس دخیل دامن اوست
ولی رسالت او مستجاب کردن نیست

طنین در زدن اش منحصر به این فرد است
که هیچ طنطنه ای این قدر مطنطن نیست)
 
- خوش آمدی! بنشین! آفتاب دم کردم..
که "چای دغدغه ی عاشقانه ی" من نیست ٢

زمانه ای شده خاتون! که هفت خوان از نو
پدید آمده اما یکی تهمتن نیست

به دور هرکه بچرخی به دورت اندازد
اگرچه قصه ی ما قصه ی فلاخن نیست
 
تو را به خانه نیاورده ام گلایه کنم
شب است و وقت برای گلایه کردن نیست

بیا ازین گله ها بگذریم و بگذاریم
زمان نشان بدهد دوست کیست.. دشمن کیست..

 

 

علیرضا 

 بـــــــــــــــــــــــدیع 


از دفتر چلّه ی تاک _

 
١- وامی از زنده یاد حسین منزوی
٢- وامی بی بهره از حسن صادقی پناه!

 

علیرضا 

 بـــــــــــــــــــــــدیع 

http://alefbi.persianblog.ir/1389/2/

برچسب ها : ,

موضوع : علیرضا بدیع، شان پنجم, | بازديد : 184